تبلیغات
سرگرمی ۳۶۰°
 
درباره وبلاگ


سلام چطوری؟ خوبی؟ چه خبر؟ خسته شدی؟ حوصله نداری؟ نگران نباش!!!! همه چی اینجا هست!!! جوک میخوای اینجا هست!!داستان میخوای؟ اینجا هست!!آره همه چی
دنبال کنین هر روز متن های جدید لینک های جدید!!
با تشکر از طرف مدیر

مدیر وبلاگ : صهیب رئیسی
نویسندگان
صفحات جانبی
نظرسنجی
دوست دارید چه چیزی به وبلاگ اضافه بشه؟







جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

استخاره آنلاین با قرآن کریم

کد حباب و قلب

.

سرگرمی ۳۶۰°
زندگی به شرط شادی و سرگرمی




کانال ما را در تلگرام دنبال کنیدtafavot360@

اگر میخواهید بدانید

اطلاعات عمومی خود را بالا ببرید

پزشکی

تاریخی

معماری

و....
tafavot360@

tafavot360@

tafavot360@




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 30 دی 1394 :: نویسنده : صهیب رئیسی
نظرات ()
شیخ را گفتند : علم بهتر است یا ثروت ؟!
شیخ بی درنگ شمشیر از میان بیرون آورد و
مانند جومونگ مرید بخت برگشته را به سه پاره ی نامساوی تقسیم نمود و
گفت :سالهاست که هیچ کس بین دو راهی علم و ثروت گیر نمیکند !!!
مریدان در حالی که انگشت به دندان گرفته و لرزشی وجودشان را فرا گرفت گفتند یا شیخ ما را دلیلی عیان ساز تا جان فدا کنیم .
شیخ گفت :در عنفوان جوانی مرا دوستی بود که با هم به مکتب می رفتیم ،
دوستم ترک تحصیل کرد من معلم مکتب شدم...
حالا او پورشه دارد ، من پوشه...
او اوراق مشارکت دارد، و من اوراق امتحانی...
او عینک آفتابی من عینک ته استکانی...
او بیمه زندگانی ، من بیمه خدمات درمانی ...
او سکه و ارز ، من سکته و قرض . . .
سخن شیخ چون بدین جا رسید مریدان نعره ای جانسوز برداشته و راهی کلاسهای آموزش اختلاس گشتندی ..




نوع مطلب : داستانک، 
برچسب ها : طنز،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 21 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : صهیب رئیسی
نظرات ()
روزی خلیفه هارون الرشید از بهلول پرسید:
بزرگترین نعمت های الهی چیست؟
بهلول پاسخ داد:
عقل، چه در خبر است که چون خداوند اراده فرماید نعمتی را از بنده زایل کند اول چیزی که از وی سلب می نماید عقل است
عقل از رزق محسوب شده ولی افسوس که حق تعالی این نعمت را از من دریغ فرمود
'




نوع مطلب : حکایت های بهلول، داستانک، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 31 فروردین 1394 :: نویسنده : صهیب رئیسی
نظرات ()
شخصی از بهلول پرسید:
می توانی بگویی زندگی آدمیان مانند چیست ؟
بهلول جواب داد : زندگی مردم مانند نردبان دو طرفه است که از یک طرفش سن آنها بالا می رود و از طرف دیگر زندگی آنها پائین می آید
'




نوع مطلب : حکایت های بهلول، داستانک، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 31 فروردین 1394 :: نویسنده : صهیب رئیسی
نظرات ()
روزی بهلول وارد قصر هارون الرشید شد و چون مسند خلافت را خالی و بلامانع دید جلو رفته و بدون ترس و واهمه بر تخت خلیفه نشست
غلامان دربار چون آن حال بدیدند به ضرب چوب و تازیانه بهلول را از تخت پایین کشیدند
هنگامی که خلیفه وارد شد بهلول را در حالتی بهم ریخته دید که گریه می کند
از نگهبانان سبب گریه ی او را پرسید
نگهبانان گفتند : چون در مکان مخصوص شما نشسته بود او را از آنجا دور کردیم
هارون ایشان را ملامت کرد و بهلول را دلداری داده و نوازش نمود
بهلول گفت : من برای خود گریه نمی کنم بلکه به حال تو می گریم
زیرا که من چند لحظه در مسند تو نشستم اینقدر صدمه دیدم و اذیت و آزار کشیدم
در این اندیشه ام که تو که یک عمر بر این مسند نشسته ای چه مقدار آزار خواهی کشید و صدمه خواهی دید
تو به عاقبت کار خود نمی اندیشی و در فکر کارهای خود نیستی !!! 
.




نوع مطلب : حکایت های بهلول، داستانک، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 31 فروردین 1394 :: نویسنده : صهیب رئیسی
نظرات ()
هارون الرشید درخواست نمود کسی را برای قضاوت در بغداد انتخاب نمایید
اطرافیان او همه با هم گفتند عادل تر از بهلول سراغ نداریم او را انتخاب نمایید
خلیفه دستور داد بهلول را نزد او بیاورند
بعد از دیدار با بهلول به او پیشنهاد قاضی شدن در بغداد را داد
بهلول گفت : من شایسته این مقام نیستم و صلاحیت انجام چنین کاری را ندارم
هارون الرشید گفت : تمام بزرگان بغداد تو را انتخاب کرده اند چگونه است که تو قبول نمی کنی ! 
بهلول جواب داد : من از اوضاع و احوال خودم بیشتر اطلاع دارم و این سخن یا راست است یا دروغ
اگر راست است که من به دلیلی که گفتم شایسته این مقام نیستم و اگر هم دروغ باشد که شخص دروغگو صلاحیت قضاوت کردن ندارد ! 
هارون الرشید اصرار فراوان کرد و بهلول در خواست کرد یک روز به او مهلت دهند تا فکر کند
فردا صبح اول طلوع بهلول بر چوبی نشست و در خیابان ها فریاد می زد اسبم رم کرده بروید کنار تا زیر سمش گرفتار نشده اید
مردم گفتند : بهلول دیوانه شده است ! 
خبر دیوانگی بهلول به خلیفه عباسی رسید ! 
هارون الرشید لبخند تلخی زد و گفت : او دیوانه نشده است او بخاطر حفظ دینش از دست ما فرار کرده تا در حقوق مردم دخالتی نداشته باشد ! 
حتی زمانی که از غذای خلیفه برای او می آورند می گفت : این غذا را به سگ ها بدهید بخورند حتی اگر آنها هم بفهمند مال خلیفه است نخواهند خورد ! 





نوع مطلب : حکایت های بهلول، 
برچسب ها : بهلول،
لینک های مرتبط :


شنبه 23 اسفند 1393 :: نویسنده : صهیب رئیسی
نظرات ()
سلطان محمود غزنوی دستور داد تا بگردند و یک نفر را که در حماقت از دیگران گوی سبقت را ربوده است ،پیدا کنند و به خدمتش بیاورند. ملازمان مدت ها گشتند تا بر حسب اتفاق شخصی را دیدند که بر شاخ درختی نشسته است و با تبری در دست به بیخ شاخه می زند تا آن را قطع کند.
ملازمان سلطان با خود گفتند از این شخص احمق تر یافت نمی شود. وی را گرفتند به خدمت سلطان بردند و عمل احمقانه اش را در مقابل خودش برای سلطان بازگو کردند.
آن شخص گفت: احمق تر از من سلطان است که با دست خودش با تیشه ظلم و تعدی، رعیت خود را که بنیاد و بیخ درخت حکومتش هستند، قطع می کند.





نوع مطلب : داستانک، 
برچسب ها : داستانک،
لینک های مرتبط :


جمعه 22 اسفند 1393 :: نویسنده : صهیب رئیسی
نظرات ()
جوان تحصیل کرده ای پیش یکی از ثروتمندان رفت تا دختر او را خواستگاری کند.همین که مرد چشمش به قیافه جوان افتاد از این که چنین داماد موقری داشته باشد بسیار خوشحال شد.لذا برای تطمیع وی گفت: من سه دختر دارم که هیچ یک ازدواج نکرده اند و می خواهم همه را به راحتی شوهر دهم از این رو تصمیم گرفته ام به هر یک از آن ها موقع عروسی به تناسب سنشان پولی دهم تا دست خالی به خانه شوهر نروند.
به عنوان مثال آن که هجده سال دارد هجده هزارتومان و آن که بیست وپنج سال دارد بیست وپنج و دیگری که سی ودوسال دارد به همان مقدار وجه نقد دهم. حال شما به خواستگاری کدام یک آمده اید؟
جوان کمی فکرکرد و پرسید: شما دختر صدساله ندارید؟!





نوع مطلب : داستانک، 
برچسب ها : داستانک،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 21 اسفند 1393 :: نویسنده : صهیب رئیسی
نظرات ()
یکی از صاحب دلان صحنه زورآزمایی را دید به هم برآمده و کف بر دماغ آورده.
گفت: این را چه حالت است؟
گفتند: فلانی دشنام دادش.
گفت: این فرومایه هزار من سنگ برمی دارد و طاقت سخنی نمی آرد.





نوع مطلب : داستانک، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 20 اسفند 1393 :: نویسنده : صهیب رئیسی
نظرات ()
،دوستان ایرانسلی شارژ رایگان میخوای!!!!

کد:1787661034
را به 73711167 بفرستید!!!!

زود تا از دست نرفته!




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 19 اسفند 1393 :: نویسنده : صهیب رئیسی
نظرات ()


( کل صفحات : 7 )    1   2   3   4   5   6   7   
 
کد حباب و قلب